خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ناصح نظر بر منظر جانان من کردیبه جای هر نصیحت رحمتی بر جان من کردی
۲
طبیب دردمندان خوانمت ای عشق کز رحمتهمان دردی که دادی عاقبت درمان من کردی
۳
شبی گفتم که مشکین شد دماغ جان من گفتامگر اندیشهٔ گیسوی مشک افشان من کردی
۴
فراغت دادی از غمهای دهرم ای غم جانانسرت نازم که تعمیر دل ویران من کردی
صفحهٔ ۱ از ۳