شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گه جلوه‌گر ز بام و گه از منظر آمدیاز هر دری به غارت دلها درآمدی
۲
تا دل نیابد از تو خلاصی به هیچ راهگه راهزن شدی و گهی رهبر آمدی
۳
دلهای مرده زندگی از سر گرفته‌اندتا چون مسیح با لب جان پرور آمدی
۴
پیراهن حیای زلیخا دریده شدتا در لباس یوسف پیغمبر آمدی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth