شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دامن کشان شبی به کنارم نیامدیکارم ز دست رفت و به کارم نیامدی
۲
در پیش زلف خم به خمت عقده‌های دلگفتم که مو به مو بشمارم نیامدی
۳
در کارگاه دیده نگارا ز روی توگفتم نگارها بنگارم نیامدی
۴
گفتی چون جان رسد به لبت خواهم آمدنبر لب رسید جان فگارم نیامدی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth