شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر فرود نیاید سرم به هیچ کمندیعلاقهٔ تو خلاصم نمود ، از همه بندی
۲
غمی نمانده مرا با وجود زلف تو آریگزیده مار نلرزد دلش به هیچ گزندی
۳
سری به تیغ تو دادم دریغ اگر نپذیریدلی به زخم تو بستم فغان اگر نپسندی
۴
کدام دام نهادی که طایری نگرفتیکدام تیر گشادی که خسته‌ای نفکندی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth