شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زلف خم به خم که زدی راه عالمیدامی به راه خلق فکندی ز هر خمی
۲
دلها تمام اگر تو ندزدیده‌ای چرالرزان و بی قرار و پریشان و درهمی
۳
گه در کنار ماه چو جراره عقربیگه بر فراز گنج چو پیچیده ارقمی
۴
زآن رو به شکل سوزن عیسی شدم که توباریک تر ز رشتهٔ باریک مریمی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth