شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین نگار ندیدم به هیچ ایوانیچنین بهار نیاید به هیچ بستانی
۲
شکست و بست، دل و دست شه سواران راچنین سوار نیاید به هیچ میدانی
۳
هنوز بر سر من زین شراب مستی‌هاستچنین قدح نکشیدم به هیچ دورانی
۴
متاع مهر و وفا را نمی‌خرند به هیچچنین متاع ندیدم به هیچ دکانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth