خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب شیرین تو را دادند تا شکر بیفشانیپس آنگه جان شیرین را به شکرخنده بستانی
۲
مسلمان زاده نتواند که روی از قبله گرداندمن از تو رو نگردانم گر از من رو بگردانی
۳
من از خاک سر کویت به خاری بر نمیخیزمگرم بر آتش سوزنده برخیزی و بنشانی
۴
من از سرو بلندت نگسلم پیوند الفت راگر از بیخم بیندازی و گر شاخم بسوزانی
صفحهٔ ۱ از ۴