شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۴۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن که حلقه‌های سر زلف واکنیدیوانگان سلسله‌ات را رها کنی
۲
کار جنون ما به تماشا کشیده استیعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی
۳
کردی سیاه زلف دوتا را که در غمتمویم سفید سازی و پشتم دوتا کنی
۴
تو عهد کرده‌ای که نشانی به خون مرامن جهد کرده‌ام که به عهدت وفا کنی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth