خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر جلوهگر به عرصهٔ محشر گذر کنیهر گوشه محشر دگری جلوهگر کنی
۲
کاش آنقدر به خواب رود چشم روزگارتا یک نظر به مردم صاحب نظر کنی
۳
جان در بهای بوسهٔ شیرین توان گرفتگیرم درین معامله قدری ضرر کنی
۴
تا کی به بزم غیر می لاله گون کشیتا چند خون ز رشک مرا در جگر کنی
صفحهٔ ۱ از ۳