شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۵۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سر زلف تو سر رشتهٔ هر سوداییخاری از سوزن سودای تو در هر پایی
۲
از رخ و زلف تو در دیر و حرم آشوبیاز خط و خال تو در کون و مکان غوغایی
۳
سرو بالای تو پیرایهٔ هر بستانیتن زیبای تو آرایش هر دیبایی
۴
هیچ نقاش نبسته‌ست چنان تصویریهیچ بازار ندیده‌ست چنین کالایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth