شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دم جان‌بخش نی دل را صفایی می‌رسدروح را از نالهٔ او مرحبایی می‌رسد
۲
گوییا دارد ز انعامش مسیحا بهره‌ایکز دم او دردمندان را دوایی می‌رسد
۳
یا مگر داود مهمان می‌کند ارواح راکز زبان او به هر گوشی صلایی می‌رسد
۴
آتشی در سینه دارد نی چو بادش می‌دمدشعلهٔ او بر در هر آشنایی می‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth