خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل همان به که گرفتار هوائی باشدسر همان به که نثار کف پائی باشد
۲
هجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصالدرد سهلست اگر امید دوائی باشد
۳
دامن یار به دست آر و ره میکده گیرنشناس اینکه به از میکده جائی باشد
۴
هوس خانقهم نیست که بیزارم از آنبوریائی که در او بوی ریائی باشد
صفحهٔ ۱ از ۲