شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۴۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که «واثق شو، به الطاف خداوندی»
۲
دعای صبح و آهِ شب، کلید گنج مقصود استبدین راه و روش می‌رو، که با دلدار پیوندی
۳
قلم را آن زبان نَبوَد، که سرِّ عشق گوید بازورای حدّ تقریر است، شرح آرزومندی
۴
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور!پدر را باز پرس آخر، کجا شد مِهرِ فرزندی؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth