خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جان او که گرم دسترس به جان بودیکمینه پیشکش بندگانش آن بودی
۲
بگفتمی که «بها چیست خاک پایش را؟»اگر حیات گران مایه جاودان بودی
۳
به بندگی قدش سرو معترف گشتیگرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی
۴
به خواب نیز نمیبینمش چه جای وصالچو این نبود و ندیدیم باری آن بودی
صفحهٔ ۱ از ۲