خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که در کوی خرابات مقامی داریجم وقت خودی ار دست به جامی داری
۲
ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روزفرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
۳
ای صبا! سوختگان بر سر ره منتظرندگر از آن یار سفرکرده پیامی داری
۴
خال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشیست ولیبر کنار چمنش وه که چه دامی داری
صفحهٔ ۱ از ۲