شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۴۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنیسود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
۲
دردمندان بلا زهر هلاهل دارندقصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
۳
رنج ما را که توان برد به یک گوشهٔ چشمشرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
۴
دیدهٔ ما چو به امید تو دریاست، چرابه تفرج گذری بر لب دریا نکنی؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth