شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو رااز زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا
۲
یا این دل خون‌خواره را لطف و مراعاتی بکنیا قوّت صبرش بده در «یفعل الله ما یشا»
۳
این دو ره آمد در روش یا صبر یا شُکر نِعَمبی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه را
۴
هر گه بگردانی تو رو‌، آبی ندارد هیچ جوکی ذره‌ها پیدا شود بی‌شعشعه ی شمس الضحی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth