شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌هاتا برکنم از آینه هر منکری من زنگ‌ها
۲
بر مرکب عشق تو دل می‌راند و این مرکبشدر هر قدم می‌بگذرد زان سوی جان فرسنگ‌ها
۳
بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتیتا بر سر سنگین‌دلان از عرش بارد سنگ‌ها
۴
با این چنین تابانی‌ات دانی چرا منکر شدند ؟کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگ‌ها
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth