شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ماسرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا
۲
ای مه ز اجلالت خجل عشقت ز خون ما بحلچون دیدمت می‌گفت دل جاء القضا جاء القضا
۳
ما گوی سرگردان تو اندر خم چوگان توگه خوانی‌اش سوی طرب گه رانی‌اش سوی بلا
۴
گه جانب خوابش کشی گه سوی اسبابش کشیگه جانب شهر بقا گه جانب دشت فنا
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth