شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پابا تو بگویم حال او برخوان اذا جاء القضا
۲
جباروار و زفت او دامن‌کشان می‌رفت اوتسخرکنان بر عاشقان بازیچه دیده عشق را
۳
بس مرغ پران بر هوا از دام‌ها فرد و جدامی‌آید از قبضه قضا بر پر او تیر بلا
۴
ای خواجه سرمستک شدی بر عاشقان خنبک زدیمست خداوندی خود کشتی گرفتی با خدا
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth