شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجاابروی او گره نشد، گرچه که دید صد خطا
۲
چشم گشا و رو نگر، جرم بیار و خو نگرخوی چو آب جو نگر، جمله طراوت و صفا
۳
من ز سلام گرم او، آب شدم ز شرم اووز سخنان نرم او، آب شوند سنگ‌ها
۴
زهر به پیش او ببر، تا کندش به از شکرقهر به پیش او بنه، تا کندش همه رضا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth