شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیاتا که بهارِ جان‌ها تازه کُند دل تو را
۲
بوی سلام یار من لخلخه‌ی بهار منباغ و گل و ثمار من، آرَد سوی جان، صبا
۳
مستی و طُرفه مستی‌ای، هستی و طرفه هستی‌ایمُلک و دراز دستی‌ای، نعره‌زنان که الصّلا
۴
پای بکوب و دست زن، دست درآن دو شست زنپیش دو نرگس خوشش کُشته نگر، دل مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth