خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بگرفته از وفا گوشهٔ کران چرا چرابر من خسته کردهای روی گران، چرا چرا؟
۲
بر دل من که جای توست، کارگه وفای توستهر نفسی همی زنی زخم سنان، چرا چرا؟
۳
گوهر تو به گوهری، برد سبق ز مشتریجان و جهان همی بری، جان و جهان، چرا چرا؟
۴
چشمهٔ خضر و کوثری، زآب حیات خوشتریزآتش هجر تو منم، خشکدهان، چرا چرا؟
صفحهٔ ۱ از ۲