شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان رافروبُرّید ساعدها برای خوب کنعان را
۲
چو آمد جانِ جانِ جان، نشاید برد نام جانبه پیشش جان چه کار آید مگر از بهر قربان را
۳
بُدم بی‌عشق گمراهی درآمد عشق ناگاهیبُدم کوهی شدم کاهی برای اسب سلطان را
۴
اگر ترکست و تاجیکست بدو این بنده نزدیکستچو جان با تن ولیکن تن نبیند هیچ مر جان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth