خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایتهامخواه از حق عنایتها و یا کم کن شکایتها
۲
تو را عزت همی باید که آن فرعون را شایدبده آن عشق و بِستان تو چو فرعون این ولایتها
۳
خنک جانی که خواری را به جان ز اول نهد بر سرپی اومید آن بختی که هست اندر نهایتها
۴
دهان پُر پِست میخواهی مَزن سُرنای دولت رانتاند خواندن مقری دهان پُر پِست آیتها
صفحهٔ ۱ از ۳