خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحراببین این بحر و کشتیها، که بر هم میزنند اینجا
۲
ببین عذرا و وامق را، در آن آتش خلایق راببین معشوق و عاشق را، ببین آن شاه و آن طغرا
۳
چو جوهر قلزم اندر شد، نه پنهان گشت و نی تر شدز قلزم آتشی بر شد، در او هم «لا» و هم «الا»
۴
چو بیگاهست آهسته، چو چشمت هست بربستهمزن لاف و مشو خسته، مگو «زیر» و مگو «بالا»
صفحهٔ ۱ از ۳