شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فرداز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما
۲
درآید جان فزای من گشاید دست و پای منکه دستم بست و پایم هم کف هجران پابرجا
۳
بدو گویم به جان تو که بی‌تو ای حیات جاننه شادم می‌کند عشرت نه مستم می‌کند صهبا
۴
وگر از ناز او گوید برو از من چه می‌خواهیز سودای تو می‌ترسم که پیوندد به من سودا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth