خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معشوقه به سامان شد تا باد چنین باداکفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
۲
مُلکی که پریشان شد از شومی شیطان شدباز آنِ سلیمان شد تا باد چنین بادا
۳
یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستیغمخواره یاران شد تا باد چنین بادا
۴
هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردینک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا
صفحهٔ ۱ از ۶