خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا سر تو یارا مگذار چنین ما راای سرو روان بنما آن قامت بالا را
۲
خرم کن و روشن کن این مفرش خاکی راخورشید دگر بنما این گنبد خضرا را
۳
رهبر کُنُ جانها را پرزر کُنُ کانها رادر جوش و خروش آور از زلزله دریا را
۴
خورشید پناه آرد در سایه اقبالتآری چه توان کردن آن سایه عنقا را
صفحهٔ ۱ از ۳