خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاد آمدی ای مهرو ای شادیِ جان شاد آتا بود چنین بودی تا باد چنان بادا
۲
ای صورتِ هر شادی اندر دل ما یادیای صورتِ عشقِ کل اندر دل ما یاد آ
۳
بیرون پَر از این طفلی ما را بِرهان ای جاناز منّت هر دادو وز غصّه هر دادا
۴
ما چنگ زدیم از غم در یار و رخان ماای دف تو بنال از دل وی نای به فریاد آ
صفحهٔ ۱ از ۲