خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوامن خمرهی افیونم زنهار سرم مگشا
۲
آتش به من اندرزن ، آتش چه زند با من ؟کاندر فلک افکندم صد آتش و صد غوغا
۳
گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شدنی سر بهلم آن را نی پا بهلم این را
۴
یا صافیه الخمر فی آنیه المولیاسکر نفرا لدا و السکر بنا اولی
صفحهٔ ۱ از ۱