خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۸۱ - خمار انتظار
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم
۲
به سایههای گریزان شبیه بودم و چون بادبه خوی وحشی و با وحشت و فرار تو بودم
۳
نیامدی که دل من در اختیار من آریوگرنه تا به سحر من در اختیار تو بودم
۴
تو نشئه تخت و خماری ندیدهای که بگویمچگونه خُرد و خراب تو و خمار تو بودم
صفحهٔ ۱ از ۳