شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۱۱۵ - به سروناز شیراز

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز شد روزنی از گلشن شیراز به منمی‌کشد نرگس و نارنج سری باز به من
۲
سروناز ارم از دور به من کرد سلامجای آن را که چنان سرو کند ناز به من
۳
آدم انگاشت به لطف ملکوتم شیرازکه چنین سرو و سمن داشت، سرانداز به من
۴
افق طالع من طلعت باباکوهی استکو فروتابد از آن کوه سرافراز به من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth