خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالاتا از لب دلدار شود مست و شکرخا
۲
تا از لب تو بوی لب غیر نیایدتا عشق مجرّد شود و صافی و یکتا
۳
آن لب که بود کون خری بوسهگه اوکی یابد آن لب شکر ِبوس مسیحا؟
۴
میدان که حَدَث باشد جز نور قدیمیبر مزبلهی پُر حَدَث آن گاه تماشا؟
صفحهٔ ۱ از ۴