خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب ای ماه به درد دل من تسکینیآخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
۲
کاهش جان تو من دارم و من میدانمکه تو از دوری خورشید چهها میبینی
۳
تو هم ای بادیهپیمای محبت چون منسر راحت ننهادی به سر بالینی
۴
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشکتو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
صفحهٔ ۱ از ۳