خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تماشاگاه جانها صورت زیبای تووی کلاهِ فرقِ مردان پای تا به پایِ تو
۲
چرخ گردان در طواف خانهٔ تمکین توعقل پیر احسنتگویِ حکمتِ برنای تو
۳
چون خجل کردی دو عالم را پدید آمد ز رشگکحل ما زاغالبصر در دیدهٔ بینای تو
۴
پاسبانانِ در و بام تواند اجرامِ چرخنایبان اندر زمین هستند شرع آرای تو
صفحهٔ ۱ از ۴