خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ - دریغاگویی از نااهلی روزگار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان پر درد میبینم دوا کودل خوبان عالم را وفا کو
۲
ور از دوزخ همی ترسی شب و روزدلت پر درد و رخ چون کهربا کو
۳
بهشت عدن را بتوان خریدنولیکن خواجه را در کف بها کو
۴
خرد گر پیشوای عقل باشدپس این واماندگان را پیشوا کو
صفحهٔ ۱ از ۷