شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح بهرامشاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جویندهٔ جان آمده ای عقل زهی کودلخواه جهان آمده‌ای قوم خهی کو
۲
آمد سبب عشق در اصحاب دلی کوآمده که بیجاده در آفاق کهی کو
۳
این نعمت جان را که به ناگاه در آمدای سرد مزاجان ز دل و جان شرهی کو
۴
این نطع پر از اسب و پیاده و رخ و پیلستبر نطع شما آخر فرزین و شهی کو
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth