خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - موعظه در تهیهٔ توشهٔ آخرت
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل غافل مباش خفته درین مرحلهطبل قیامت زدند خیز که شد غافله
۲
روز جوانی گذشت موی سیه شد سپیدپیک اجل در رسید ساخته کن راحله
۳
آنکه ترا زاد مرد و آنکه ز تو زاد رفتنیست ازین جز خیال نیست از آن جز خله
۴
خیزو درین گورها در نگر و پند گیرریخته بین زیر خاک ساعد و ساق و کله
صفحهٔ ۱ از ۵