خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح خواجه ایرانشاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز آواز و جمال تو جهان پر طربیوز پی هر دو شده جان و دلم در طلبی
۲
چشم و گوش همه از لحن و رخت پر در و گلپس چرا قسمتم از هر دو عنا و تعبی
۳
گر ز آهن دل من در کف تو گشت چو مومور چو یعقوب ز عشق تو کنم واهربی
۴
ناید از خود عجبم زان که به آواز و به رویداری از یوسف و داوود پیمبر نسبی
صفحهٔ ۱ از ۱۰