خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیفته کرد مرا هندوکی همچو پریآنچنان کز دل عقل شدم جمله بری
۲
خوشدلی شوخی چون شاخک نرگس در باغاز در آنکه شب و روز درو در نگری
۳
گرمی و تری در طبع هلاک شکرستاو همه گریم و تری و چو تنگ شکری
۴
گرمی و تری در طبع فزاید مستیاو همه چون شکر و می همه گرمی و تری
صفحهٔ ۱ از ۱۳