شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زیر دام عشوه تا چند ای سنایی دم زنیگاه آن آمد یکی کاین دام و دم بر هم زنی
۲
از دم خویشی تو دایم مانده اندر دام دیوگر برون آیی ملک گردی و جام جم زنی
۳
با تو اندر پوست باشد بی‌گمان ابلیس توتا تو اندر عشق دم در خانهٔ آدم زنی
۴
چون نگفتی لا مگو الله و اثباتی مکنگر قدم در کوی نفی خود نهی محکم زنی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth