شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی‌؟یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
۲
جهانی کاندرو هر دل که یابی پادشا یابیجهانی کاندرو هر جان که بینی شادمان بینی
۳
درو گر جامه‌ای دوزی ز فضلش آستین یابیدرو گر خانه‌ای سازی ز عدلش آستان بینی
۴
نه بر اوج هوا او را عقابی دل‌شکر یابینه اندر قعر بحر او را نهنگی جان‌ستان بینی
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth