خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟گوهری باشی و از سنگی فرومانی!؟ چرا ؟
۲
میکشد هر کرکسی اجزات را هر جانبیچون نه مرداری تو بلک بازِ جانانی، چرا ؟
۳
دیدهات را چون نظر از دیدهی باقی رسیددیدهات شرمین شود از دیدهی فانی!؟ چرا ؟
۴
آن که او را کس به نسیه و نقد نستانَد به خاکاین چنین بیشی کند بر نَقْدهی کانی!؟ چرا ؟
صفحهٔ ۱ از ۳