خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح بهرامشاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه از اینجا نه از آنجا دل من برد مهیزین گهر خنده نگاری و شکر بوسه شهی
۲
زین جهانساز ظریفی و جهانسوز بتیزین جگر خوار شگرفی و دلاویز مهی
۳
مه که باشد که همی هر شب و هر روز کندآفتابش زهی و کوکب سیاره خهی
۴
دید رضوان به خرابیش ز یک روز چو گنجبه عجب گفت همی کینت نکو جایگهی
صفحهٔ ۱ از ۶