خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور رادامی نهادهام خوش آن قبله نظر را
۲
دیوار گوش دارد آهستهتر سخن گوای عقل بام بر رو ای دل بگیر در را
۳
اعدا که در کمینند در غصه همینندچون بشنوند چیزی گویند همدگر را
۴
گر ذرهها نهانند خصمان و دشمناننددر قعر چَهْ سخن گو خلوت گزین سحر را
صفحهٔ ۱ از ۳