خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روم به حجره خیاط عاشقان فردامن درازقبا با هزار گز سودا
۲
ببردت ز یزید و بدوزدت بر زیدبدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا
۳
بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمرزهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا
۴
چو دل تمام نهادی ز هجر بشکافدبه زخم نادره مقراض اهبطوا منها
صفحهٔ ۱ از ۳