خلوتی با انوری
شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گوید
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلتتا به جایی همتت برشد که فکرت بر نشد
۲
خاکپای تست آنکش کیمیا داند خردبر مسی هرگز فکندش آسمان کان زر نشد
۳
نوک کلک تاست آن کش جوهری داند صدفقطرهای هرگز بدو پیوست کو گوهر نشد
۴
بر هوای دولتت مرغ خلافی کی گذشتکز سموم انتقامت عاقبت بیپر نشد
صفحهٔ ۱ از ۳