شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نذر کند یار که امشب تو راخواب نباشد ز طمع برتر آ
۲
حفظ دماغ آن مدمغ بودچونک سهر باید یار مرا
۳
هست دماغ تو چو زیت چراغهست چراغ تن ما بی‌وفا
۴
گر دبه پر زیت بود سود نیستصبح شود گشت چراغت فنا
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth