شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بنخسبی شبی ای مه لقارو به تو بنماید گنج بقا
۲
گرم شوی شب تو به خورشید غیبچشم تو را باز کند توتیا
۳
امشب استیزه کن و سر منهتا که ببینی ز سعادت عطا
۴
جلوه‌گه جمله بتان در شب استنشنود آن کس که بخفت الصلا
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth